الشيخ المنتظري

96

درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )

شمشير بستن است ؟ ابن ملجم گفت : « اردت ان انحر به جزور القرية » ( 1 ) مىخواهم شتر نر آبادى را با آن بكشم . اشعث فهميد مقصود از شتر نر حضرت امير ( عليه السلام ) است ، از اين رو فوراً به آن حضرت خبر داده و از وى خواست او را بازداشت كنند ، حضرت در جواب فرمود : « ما قتلنى بعدُ » هنوز مرا نكشته است و اگر بخواهم او را بازداشت كرده يا به قتل برسانم قصاص قبل از جنايت كرده ام . البتّه اشعث بن قيس كسى بود كه از اين كار يعنى ترور حضرت بدش نمىآمد ، ولى اين طور بود كه براى خودنمايى اين اخبار را هم به حضرت امير ( عليه السلام ) مىداده است . در موارد ديگرى هم به حضرت خبر داده بودند كه وقتى مشغول سخنرانى بوديد ابن ملجم گفته است مردم را از دست على راحت مىكنم ; در مورد ديگرى هم نقل شده وقتى حضرت مشغول خطبه خواندن بودند ابن ملجم همين سخن را به زبان جارى كرده بود كه مردم او را دستگير كرده و نزد آن حضرت آوردند ، حضرت فرمودند : « ما تريدون منه » چرا او را گرفته ايد و از او چه مىخواهيد ؟ جواب دادند : هنگامى كه سخنرانى مىكرديد گفت : « والله لاريحنّهم منك » به خدا قسم كه اين مردم را از دست تو راحت مىكنم ! حضرت اميرالمؤمنين ( عليه السلام ) فرمودند : « ما قتلنى بعدُ خلّوا عنه » ( 2 ) هنوز كه مرا نكشته ، او را آزاد كنيد . روى اين حساب بود كه مردم اصرار داشتند از حضرت محافظت كنند و حضرت اصرار داشتند كه احتياجى به محافظت نيست و در همين رابطه اين سخنان را ايراد فرمودند . ابن ملجم مرادى كيست ؟ ابن ملجم يكى از افراد خيلى مخلص حضرت اميرالمؤمنين ( عليه السلام ) بود كه بعداً جزو خوارج در آمده و آن حضرت را به شهادت رساند . در مورد ابن ملجم گفته اند وقتى

--> 1 - منهاج البراعة ، ج 4 ، ص 385 2 - منهاج البراعة ، ج 4 ، ص 385